کوچهٔ خرابات
غصههام
هربار، با دونه به دونهی قرصهای رنگارنگی که تو دستای مادربزرگم میذارم، یک عالم غصه میخورم.
+
نوشته شده در سه شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ ساعت به قلم یک روحِ آواره |
خانه
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
مهر ۱۴۰۵
شهریور ۱۴۰۵
آمارگیر وبلاگ
BLOGFA.COM